ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
489
سفرنامه شاردن ( فارسى )
هندوستان به كاروان زده و كليّهء اموال آنان را به غارت بردهاند ، قاطعان طريق همان افغانان يا تاتارهاى تابع ايران بودهاند ، و قبلا از محلّ حركت و جاى تجمّع قافله اطّلاع دقيق و كامل داشتهاند . راهزنان مجهّز و مسلّح بوده و عدهشان بيشتر از پانصد نفر نبوده ، امّا از كاروان دويست نفر مسلّح نگهبانى مىكرده ، افزون بر اين دو هزار نفر مرد كه بيشترشان هندى بودهاند قافله را همراهى مىكردهاند . محافظان مسلّح كاروان در نخستين دقايق برخورد ، بدون مقاومت گريختهاند ، ديگر همراهان قافله نيز در پى نگهبانان پا به فرار نهادهاند ، و در مجموع دفاعشان در برابر مهاجمان چنان اندك و سست بوده كه بيش از پانزده نفر كشته نشدهاند ، و اين عجب نيست زيرا نگهبانى كاروانها را اغلب ارمنيها و هنديهايى به عهده مىگيرند كه گرچه رشيد و دلير مىنمايند همين كه چماقى بالا رفت همه مىگريزند ، و ميدان را به دشمن مىسپارند . ديگر كاروانيان چون خود را در معرض خطر و تلف ديدند هر يك به جايى پناه مىبرد ، و در نتيجه هرج و مرج و آشفتگى عجيبى روى مىدهد . در اين تصادف بيش از چندين ميليون پول و كالا به غارت رفته ، اما مقدار واقعى خسارت معلوم نيست ، چه بعضى از بازرگانان براى اين كه اعتبارشان متزلزل و كاسته نشود از افشاى زيانى كه به آنان رسيده خوددارى مىورزند ؛ و برخى ديگر براى اين كه آشكارا نشود چه مبلغ حقوق ديوان را نپرداختهاند مقدار حقيقى زيان خود را بر زبان نمىآورند . به هر روى مطابق صورتى كه شصت تن از بازرگانانى كه مالشان به غارت رفته به حضور شاهنشاه تقديم كردهاند در جريان اين راهزنى سيصد هزار تومان برابر سيزده ميليون و پانصد هزار ليور به آنان خسارت وارد آمده است . امّا بسيارى از صاحبان كالا مطمئناند اين مبلغ تنها نيمى از زيانهاى وارد بر ايشان بوده است . گفتنى است كه حاكم قندهار متهم به شركت در اين راهزنى بوده از اين جهت شاهنشاه فرمان داده وى را دستگير كنند ، غل آهنين به گردنش بيندازند بر اشترى بنشانند و به انتخاب خودش همراه يك نوكر به اصفهان بياورند . براى من حكايت كردند كه راهزنان چندان وحشى و بيابانگرد و جاهل بودهاند كه طلا از نقره و جواهر از منجوقهاى شيشهاى بازنمىشناختهاند ، و آنها را درهم آميخته به حسب كيل و وزن تقسيم مىكردهاند . اين مطلب در نظر من سخت